|
آرامم با تو
شخصی_شعر_دلنوشته_حرف دل
|
شاملو جایی به آیدا میگه: باید ماند و به تو ثابت کرد که با موی سفید هم زیبایی! بله بارانِ من ؛ چه دور و چه نزدیک، چه در حضور دستانت و چه در خیال، میتوان پیر شد و تنها فرصت جهان را تمام کرد. زندگی هرگز تکرار نخواهد شد؛ همین! زادهی لحظهی حال ؛ آرام 💜 💫 عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/1/16 ] [ 22:48 ] [ Aram ]
[ ]
ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهٔ ما میشنود
نقش باشد پیش نقاش و قلم عاجز و بسته چو کودک در شکم
پیش قدرت خلق جمله بارگه عاجزان چون پیش سوزن کارگه
گاه نقشش دیو و گه آدم کند گاه نقشش شادی و گه غم کند
دست نه تا دست جنباند به دفع نطق نه تا دم زند در ضر و نفع
تو ز قرآن بازخوان تفسیر بیت گفت ایزد ما رمیت اذ رمیت
گر بپرانیم تیر آن نه ز ماست ما کمان و تیراندازش خداست
این نه جبر این معنی جباریست ذکر جباری برای زاریست
زاری ما شد دلیل اضطرار خجلت ما شد دلیل اختیار
گر نبودی اختیار این شرم چیست وین دریغ و خجلت و آزرم چیست
زجر شاگردان و استادان چراست خاطر از تدبیرها گردان چراست
ور تو گویی غافلست از جبر او ماه حق پنهان کند در ابر رو
هست این را خوش جواب ار بشنوی بگذری از کفر و در دین بگروی #مولانا جایی خوندم که پدر مکتب انسانشناسی معرفت و محبت و عرفان امام علی است و حتی انتهای مسیر متعصب ترین عرفان هم میرسه به امام علی (ع) ، و من در این شب عزیز تولد ایشون از خود ایشان طلب میکنم که هادی مان باشد در این مسیر پر پیچ و خم 🙏 و روز مرد رو به تمام مردهایی که مردانگی رو به نهایت اعلا رسوندن تبریک میگم ، همین که یه زن بتونه حس خوب زندگی کردن و آرامش رو در کنارتون تجربه کنه یعنی خیلی مردی... روزتون مبارک غیور مردان سرزمینم 💜 زادهی لحظهی حال ، آرام 💫 عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/1/14 ] [ 0:26 ] [ Aram ]
[ ]
نیم عمرت در پریشانی رود نیم دیگر در پشیمانی رود
ترک این فکر و پریشانی بگو حال و یار و کار نیکوتر بجو
ور نداری کار نیکوتر به دست پس پشیمانیت بر فوت چه است
گر همی دانی ره نیکو پرست ور ندانی چون بدانی کین بد است
بد ندانی تا ندانی نیک را ضد را از ضد توان دید ای فتی
چون ز ترک فکر این عاجز شدی از گناه آنگاه هم عاجز بدی
چون بدی عاجز پشیمانی ز چیست عاجزی را باز جو کز جذب کیست
عاجزی بیقادری اندر جهان کس ندیدست و نباشد این بدان
همچنین هر آرزو که میبری تو ز عیب آن حجابی اندری
ور نمودی علت آن آرزو خود رمیدی جان تو زان جست و جو
گر نمودی عیب آن کار او ترا کس نبردی کش کشان آن سو ترا
وان دگر کار کز آن هستی نفور زان بود که عیبش آمد در ظهور
ای خدای رازدان خوشسخن عیب کار بد ز ما پنهان مکن
عیب کار نیک را منما به ما تا نگردیم از روش سرد و هبا #مولانای جان 🌹 [ 2025/1/12 ] [ 17:42 ] [ Aram ]
[ ]
مرا امیدِ وِصالِ تو زنده میدارد و گر نه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک
رَوَد به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات بُوَد صبور، دل اندر فِراقِ تو؟ حاشاک
اگر تو زخم زَنی، بِهْ که دیگری مَرهم و گر تو زَهر دهی، بِهْ که دیگری تریاک #حضرت حافظ 💫 عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/1/11 ] [ 23:48 ] [ Aram ]
[ ]
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس سند عشق، به امضا شدنش می ارزد
گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد
با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دمم به همان لحظه برپا شدنش می ارزد
دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد
سالها ... گر چه که در پیله بمانَد غزلم صبرِ این کرم به زیبا شدنش می ارزد #علی اصغر داوری 💫عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/1/11 ] [ 7:49 ] [ Aram ]
[ ]
خدای خوب مهربان آرامم کن هم چون که دریای طوفان زده در دل شب را در سپیده صبح آرام میکنی ...... پناهم ده آنچنان که گنجشک یخ زدهی باران شب های زمستانی را در میان شاخه های کاج پناه میدهی ....... رهایم نکن ، آن چنان که بچه آهویی گمشده را در دل سرمای زمستان رها نمیکنی و مسیر را به او نشان میدهی ..... ............... در دل سیاهی این شب ، امید از غیر بسته ام و دل به تو دادهام که حامی و آرامبخش و پناهگاه امن هستی ....... پناهم باش در آرامشی عمیق که در این تنهایی و خلوت به قلبم جاری کردهای 🙏 زادهی لحظهی حال ؛ آرام 💫عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/1/7 ] [ 0:28 ] [ Aram ]
[ ]
آرزوها ؛ پیله های هستند در دل ، که به امید پروانه شدن بال میگشایند ، تا به سوی پروردگار اوج بگیرند .... برایتان آرزو دارم که خدای مهربانم امین گوی دعاهای تان باشد در این شب ... و عشق یار همیشگی تان باشد ..... زادهی لحظهی حال ؛ آرام 💫عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/1/2 ] [ 23:22 ] [ Aram ]
[ ]
دخترک بلاخره بعد از دو هفته فکر کردن و عوض کردن چندین باره نظرش، تصمیم خودش رو گرفت که ، برای مهمونی تولد دوستش چه لباسی بپوشه ، شبِ قبل از مهمونی لباس انتخابی شو پوشید تا ببینه چیزی کم و کسر نداشته باشه ، یه پیراهن سفید مردانه که با شلوار مردانه مشکی ست شده بود و با کروات و ساسبند مشکی که استایلش رو شیک تر میکرد ، قد بلندش با این تیپ مردونه جذابیت بیشتری داشت .
با اینکه میدونست که این استایل خیلی خوب و شیک میشه ولی حالا که خودش رو توی این لباس ها میدید خیلی ذوق کرده بود و مدام به داداش کوچیکش که توی اتاق بود نگاه میکرد و میپرسید : خوب شدم داداش ؟!
در گیر بود با خودش که مامانش اومد توی اتاق ، با چشمانی که تمام ذوق و خوشحالی شو میشد از برق نگاهش دید رو کرد به مامانش و گفت : خوب شدم مامان؟!
مامان هم بوسه ای بر لپش گذاشت و گفت : عالی شدی دخترکم ، چقدر این استایل بهت میاد قربونت برم .
دخترک هم که از تعریف مامان حسابی سر ذوق اومده بود و با خوشحالی گفت : من که دخترم اینقدر بهم میاد فکر کن مامان !!! داداش که بزرگ بشه و این تیپ رو بزنه چقدر جذاب و دلبر میشه !!! من خودم به تنهایی فداش میشم .
بعد نگاهی به نگاه مبهوت برادرش انداخت و با بغض گفت : زود پاشو که من دارم نقش تو رو هم برای مامان و بابا اجرا میکنم !!
اشک مهمون چشمان مامان و داداش کوچکش شد و مادر بخاطر خراب نشدن حال خوش اون لحظه ی دختر سریع اتاق رو به بهانه ای ترک کرد تا دختر بی خبر از آتیش شعله ور دلِ اون بمونه ........ بی شک حالِ خوب ساختنی است نه یافتنی ....... آرزومند حالِ خوبتان ؛ آرام 💜 زادهی لحظهی حال ؛ آرام 🥹 💫عشق یار همیشگی تون 💫 برچسبها: خاطرهی یه شب زمستونی [ 2024/12/31 ] [ 19:38 ] [ Aram ]
[ ]
دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست یا جان فرشته است یا روح پریست
مرده است هرآنکه بیچنین روح نزیست بیاو به خبر بودن از بیخبریست #مولانای جان [ 2024/12/28 ] [ 1:21 ] [ Aram ]
[ ]
|