|
آرامم با تو
شخصی_شعر_دلنوشته_حرف دل
|
دلتنگی ات مهمان خواب های شبانهی من است اینگونه در حوالی خواب من پرسه میزنی آخر به سایه سار سخن میکشانیام .... آرام ؛ زادهی لحظهی حال [ 2025/4/16 ] [ 11:8 ] [ Aram ]
[ ]
چقد قبل تو فرق داشتم یه عالم نقطه ضعف داشتم ♩⋆ تو کل کل با همه بودم کلى اخلاقاى بد داشتم ♩⋆ چقد دستات رسید زودى به داد این دل مودى ♩⋆ دیدى قلبمو گم کردم دقیق جاشو بلد بودى ♩⋆ نمیدونی که با تزریق چشمای تو چه حسی تو قلبم فرو رفته ♩⋆ نمیدونی چه رنگی میزنه دست هنرمندت به قلب رنگ و رو رفته ♩⋆ تو میخندی و با خنده ی شیرینت میشینه تاسمو بازی شروع میشه ♩⋆ همون جا که دلم اصلا توقعشو نداره رابطم با تو شروع میشه ♩⋆ اصلا حق با توئه بد آتوئه قلبم تو دستته رگ خواب دلم وصله اون چشمای مستته ♩⋆ من اصلا محاله روی تو فازم عوض بشه محاله رابطم با تو روی قصد و غرض باشه ♩⋆ نمیدونی که با تزریق چشمای تو چه حسی تو قلبم فرو رفته ♩⋆ نمیدونی چه رنگی میزنه دست هنرمندت به قلب رنگ و رو رفته ♩⋆ تو میخندی و با خنده ی شیرینت میشینه تاسمو بازی شروع میشه ♩⋆ همون جا که دلم اصلا توقعشو نداره رابطم با تو شروع میشه 🎤سهراب پاکزاد چقد دستات رسید زودى به داد این دل مودى ♩⋆ دیدى قلبمو گم کردم دقیق جاشو بلد بودى ♩ مرسی بابت بودنت بارانم تو تزریق حال خوب به دلم هستی ..... بمونی برام ... آرام ؛ زادهی لحظهی حال [ 2025/4/13 ] [ 10:1 ] [ Aram ]
[ ]
حس میکنم با نیمی از وجود خودم دارم نیمی دیگر وجودم رو که از آن توست ، میرنجانم 🥹 شاید طلب بخشش از تو خواسته ی زیادی باشد ولی خواهان اینم که مرا ببخشی و برایم دعا کنی .... دعا کن که بتوانم مسیری از زندگیام که اشتباه است از آن برگردم و راه راست و مستقیم را در پیش بگیرم ... برای عاقبت به خیریام دعا کن .... حسن عاقبه دعایی است از سمت تو برای من و توی وجودیام 🙏 در انتظار روزهای قشنگی که در همین نزدیکی است خواهم ماند .... بماند به یادگار آرام ؛ زادهای لحظهی حال 💜 💫عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/4/10 ] [ 9:59 ] [ Aram ]
[ ]
و ایمان دارم که ؛ دنیا آن قدر کوچیک میشه که من و تو در زمانی نزدیک و در مکانی نزدیکتر همدیگر را دیدار خواهیم داشت .. معنای زندگی آنقدر تغییر خواهد کرد که در کنار هم بودن ها سهل و آسان میشود .. و آسایش مهمون دل همه میشه .. به امید این روز که آمدنش نزدیک است ... آرام ؛ زادهی لحظهی حال عشق یار همیشگی تون 💫 [ 2025/4/2 ] [ 1:3 ] [ Aram ]
[ ]
در یک قدمی عید سعید فطر از خدا میخواهم زیباتر از آنچه آرزو کردی بیشتر از آنچه انتظارش را داری و بهتر از آنچه به درگاهش دعا کردی خداوند برایت زیبا بسازد🌹 عیدت مبارک نازنینم 🌱 عیدی امسال حضور سبزت را از خداوند آرزومندم 🙏 آرام ؛ زادهی لحظهی حال 💫عشق یار همیشگی ات💫 [ 2025/3/31 ] [ 1:15 ] [ Aram ]
[ ]
جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم یعنی غلامِ شاهم و سوگند میخورم
ساقی بیا که از مددِ بختِ کارساز کامی که خواستم ز خدا شد مُیَسَّرَم
جامی بده که باز به شادیِّ رویِ شاه پیرانه سر، هوایِ جوانیست در سرم
راهم مزن به وصفِ زلالِ خِضِر که من از جامِ شاه جُرعه کَشِ حوضِ کوثرم
شاها اگر به عرش رسانم سریرِ فضل مملوکِ این جِنابم و مسکین این دَرَم
من جرعه نوشِ بزمِ تو بودم هزار سال کی تَرکِ آبخورْد کُنَد طبعِ خوگرم
ور باوَرَت نمیکند از بنده این حدیث از گفتهٔ کمال، دلیلی بیاورم
گر بَرکَنَم دل از تو و بَردارم از تو مِهر آن مِهر بَر کِه افکنم؟ آن دل کجا بَرَم؟
منصور بِنْ مُظَفَّرِ غازیست حرزِ من و از این خجسته نام، بر اَعدا مُظَفَّرَم
عهدِ اَلَستِ من همه با عشقِ شاه بود وَز شاهراهِ عمر، بدین عهد بگذرم
گردون چو کرد نظمِ ثُرَیّا به نامِ شاه من نظمِ دُر چرا نکنم؟ از کِه کمترم؟
شاهین صفت چو طعمه چَشیدم ز دستِ شاه کِی باشد التفات به صیدِ کبوترم
ای شاهِ شیرگیر چه کم گردد ار شود در سایهٔ تو مُلکِ فَراغت مُیَسَّرَم
شعرم به یُمنِ مَدحِ تو صد مُلکِ دل گشاد گویی که تیغِ توست زبانِ سُخنورم
بر گُلشنی اگر بگذشتم چو بادِ صبح نِی عشق سرو بود و نه شوقِ صنوبرم
بویِ تو میشنیدم و بر یادِ رویِ تو دادند ساقیانِ طَرَب یک دو ساغرم
مستی به آبِ یک دو عِنَب وضعِ بنده نیست من سالخورده پیرِ خرابات پَروَرَم
با سِیرِ اخترِ فلکم داوری بَسیست انصافِ شاه باد در این قصه یاورم
شُکرِ خدا که باز در این اوجِ بارگاه طاووسِ عرش میشنود صیتِ شَهپَرَم
نامم ز کارخانهٔ عُشّاق محو باد گر جز محبتِ تو بُوَد شغلِ دیگرم
شِبلُ الاَسَد به صیدِ دلم حمله کرد و من گر لاغرم وگرنه شکارِ غضنفرم
ای عاشقانِ رویِ تو از ذَرِّه بیشتر من کِی رَسَم به وصلِ تو کز ذَرِّه کمترم
بنما به من که مُنکِرِ حُسنِ رخِ تو کیست تا دیدهاش به گِزلِکِ غیرت برآورم
بر من فُتاد سایهٔ خورشیدِ سلطنت و اکنون فَراغت است ز خورشیدِ خاورم
مقصود از این معامله بازارتیزی است نی جلوه میفروشم و نی عشوه میخرم #حضرت حافظ [ 2025/3/28 ] [ 12:49 ] [ Aram ]
[ ]
ای نازنین همزاد من! ساعتهای طولانی است که این صفحه را باز کرده ام تا برای تو چیزی بنویسم ، تصویر چشمانت در برابر چشمانم رژه میرود و صدای گرم و خش دارت در گوش هایم میپیچید و این فکر من است که مرا از نوشتن باز میدارد … به چه چیز فکر میکنم؟ بی شک به ....... طبیعی است که به هرچه فکر کنم ، ذهنم پر میشود از تو و از تو خالی نیست هر آنچه که در فکرم میگذرد ..... این روزها تنها و تنها به «زندگی کردن» فکر میکنم ، میخواهم با تمام وجود زندگی کنم و زندگی را بچشم ، لمس کنم و در آغوش بگیرم...... امری بدیعی است که فکر کردن به زندگی ، معنای دیگرش فکر کردن به توست ....... تو آن همیشه ای که زندگی ام را معنا میکنی و هیچ گاه از فکر من بیرون نمیروی ..... زادهی لحظهی حال ؛ آرام 💫عشق یار همیشگی تو 💫 [ 2025/3/24 ] [ 1:31 ] [ Aram ]
[ ]
امشب عجیب دلم هوایی شده برای بودن در جایی که تو هم اونجا باشی ... یه حس غریب آشنا بهم میگه که امسال هم عین سال گذشته توی همون خیابونی که بارها با هم قدم زدیم و با هر قدمی که برداشتیم خاطره ای با هم ساختیم ..... ابو حمزه ثمابی رو با هم بخونیم و سطر به سطر جوشن رو باهم به تن کنیم و حفاظ مطمئنی برای خودمون بسازیم 🥹 هر آنجای این کره خاکی که هستی یادم میمونه که یادت پر شده از خاطرات دو نفره مون .... بیادم باش که یادت آرامش قلب بیقرار من است ... آرامم باش ای آرام بخش دائمی قلبم .... آرام ؛زادهی لحظهی حال [ 2025/3/22 ] [ 0:14 ] [ Aram ]
[ ]
|