آرامم با تو
شخصی_شعر_دلنوشته_حرف دل 
قالب وبلاگ


دخترک بلاخره بعد از دو هفته فکر کردن و عوض کردن چندین باره نظرش، تصمیم خودش رو گرفت که ، برای مهمونی تولد دوستش چه لباسی بپوشه ، شبِ قبل از مهمونی لباس انتخابی شو پوشید تا ببینه چیزی کم و کسر نداشته باشه ، یه پیراهن سفید مردانه که با شلوار مردانه مشکی ست شده بود و با کروات و ساس‌بند مشکی که استایلش رو شیک تر می‌کرد ، قد بلندش با این تیپ مردونه جذابیت بیشتری داشت .

با اینکه میدونست که این استایل خیلی خوب و شیک میشه ولی حالا که خودش رو توی این لباس ها می‌دید خیلی ذوق کرده بود و مدام به داداش کوچیکش که توی اتاق بود نگاه میکرد و می‌پرسید : خوب شدم داداش ؟!

در گیر بود با خودش که مامانش اومد توی اتاق ، با چشمانی که تمام ذوق و خوشحالی شو میشد از برق نگاهش دید رو کرد به مامانش و گفت : خوب شدم مامان؟!

مامان هم بوسه ای بر لپش گذاشت و گفت : عالی شدی دخترکم ، چقدر این استایل بهت میاد قربونت برم .

دخترک هم که از تعریف مامان حسابی سر ذوق اومده بود و با خوشحالی گفت : من که دخترم اینقدر بهم میاد فکر کن مامان !!! داداش که بزرگ بشه و این تیپ رو بزنه چقدر جذاب و دلبر میشه !!! من خودم به تنهایی فداش می‌شم .

بعد نگاهی به نگاه مبهوت برادرش انداخت و با بغض گفت : زود پاشو که من دارم نقش تو رو هم برای مامان و بابا اجرا می‌کنم !!

اشک مهمون چشمان مامان و داداش کوچکش شد و مادر بخاطر خراب نشدن حال خوش اون لحظه ی دختر سریع اتاق رو به بهانه ای ترک کرد تا دختر بی خبر از آتیش شعله ور دلِ اون بمونه ........



بی شک حالِ خوب ساختنی است نه یافتنی .......

آرزومند حالِ خوبتان ؛ آرام 💜

زاده‌‌ی لحظه‌ی حال ؛ آرام 🥹

💫عشق یار همیشگی تون 💫


برچسب‌ها: خاطره‌ی یه شب زمستونی
[ 2024/12/31 ] [ 19:38 ] [ Aram ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

در آستان آرام 😉

I have come quietly, I have lived quietly, and I will go quietly......
لینک های مفید

آهنگ های دلنشین با آرام 😉
لینک های مفید
آمار وبلاگ